محمدحسن جاویدی | ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ | بخش: فرهنگی اجتماعی

طراحی الگوی تحلیل محتوای فضای مجازی بر مبنای روش داده‌بنیاد

متن پیش رو، چکیده و گزارشی مختصر از مقاله ارسالی بنده با عنوان «طراحی الگوی تحلیل محتوای فضای مجازی بر مبنای روش داده‌بنیاد» به اولین همایش روشهای تحلیل اطلاعات(۱۳۹۵) می باشد*:

grounded-theory

چکیده

با پیشرفت فضای مجازی در جامعه و افزایش کاربران اینترنتی، این عرصه و اطلاعات در حال تبادل در آن بسیار مهم تلقی گشته و تحلیل روشمند این اطلاعات به عنوان نمونه‌ای کامل از فضای عینی جامعه، نتایج ارزشمندی را همچون جریان‌شناسی، سیرشناسی جریان‌ها و شناخت نقاط ضعف و تهدیدها در پی خواهد داشت.

این مقاله به طراحی الگوی تحلیل محتوای فضای مجازی بر مبنای روش داده‌بنیاد پرداخته است. به‌این‌منظور، محتواها و اطلاعات موجود در فضای مجازی بر اساس ویژگی‌های نام نویسنده، تاریخ انتشار و منبع انتشار(در سه عرصه سایت، وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی در دو گروه درون‌نظام و اپوزیسیون) مشخص گردیده و سپس اطلاعات بر اساس کدگذاری باز و محوری تحلیل می‌گردد. پس از استخراج کدها، جریان‌های سازماندهی شده در فضای مجازی و ابعاد و مولفه‌های آن‌ها شناسایی گردیده و ارتباط(همگرایی، خط‌دهی، تأثیر و تأثّر) بین عرصه‌ها و گروه‌های مختلف و همچنین سرمنشأ و سیر نشر جریان‌ها در فضای مجازی مشخص می‌گردد. نتایج این تحلیل ضمن ایجاد شناخت دقیقی از این عرصه، در تصمیم‌سازی نسبت به نحوه برخورد و مقابله با جریان‌ها و تهدیدها مؤثر می‌باشد.

معرفی نظریه داده بنیاد و الگوی پیشنهادی

ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺩﺍﺩﻩﺑﻨﻴﺎﺩ، ﺑﺎ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻳﻚ ﺭﻭﺵ ﺳﻴﺴﺘﻤﺎﺗﻴﻚ ﺩﻗﻴﻖ ﺑـﺮﺍﻱ ﻣﻔﻬـﻮﻡ‌ﺳـﺎﺯﻱ ﻣـﻲ ﺗﻮﺍﻧـﺪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ علوم اجتماعی ﺭﺍ ﻳـﺎﺭﻱ ﻛﻨـﺪ. در نظریه داده‌بنیاد، تحقیق، با یک تئوری و سپس اثبات آن آغاز نمی‌شود، بلکه روند تحقیق با یک حوزه مطالعاتی شروع گردیده و به تدریج، موارد مرتبط پذیرا می‌گردند.

ﺩﺭ ﺭﻭﺵﺷﻨﺎﺳﻲ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺩﺍﺩﻩﺑﻨﻴﺎﺩ، ﻛﺸﻒ ﻳﺎ تحلیل ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﻱ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﻴـﺎﺕ ﻣﻮﺟـﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ ﻧﻈﺎﻡﻣﻨﺪ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎ ﻭ ﺑـﺎ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗـﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻛﻠﻴـﻪ ﺟﻮﺍﻧـﺐ ـ ﺑـﺎﻟﻘﻮﻩ ـ ﻣـﺮﺗﺒﻂ ﺑـﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺗﺤﻘﻴﻖ، ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ. ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ ﺷﺪﻩ ﺳـﻴﺮ ﺗﻜـﺎﻣﻠﻲ ﺧـﻮﺩ ﺭﺍ ﺗـﺎ ﺭﺳـﻴﺪﻥ ﺑـﻪ نتیجه، ﻣﺮﺍﺣﻠﻲ ﺭﺍ ﻃﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺗﻜﻮﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ، با استفاده از «رمزگذاری نظری» انجام می‌شود. در این شیوه، ابتدا رمزهای مناسب به بخش‌های مختلف داده‌ها اختصاص می‌یابد. این رمزها در قالب «مفهوم» تعیین می‌شوند که آن را «رمزگذاری باز» یا «کدگذاری باز» می‌نامند. سپس پژوهش‌گر با اندیشیدن در مورد ابعاد متفاوت این مقوله‌ها و یافتن پیوندهایی میان آن‌ها به «رمزگذاری محوری» یا «کدگذاری محوری»  اقدام می‌کند. سرانجام با «رمزگذاری انتخابی» یا «کدگذاری انتخابی» مقوله‌ها پالایش می‌شوند و با طی این فرایندها در نهایت، چارچوبی نظری پدیدار می‌شود. این فرایند در شکل شماره ۱ نشان داده شده است:

مراحل داده بنیاد

شکل ۱: مدل فرایند اجرای گراندد تئوری

تحلیل فضای مجازی به منظور تحلیل جریان‌های مختلف، در سه عرصه سایت، وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی در دو گروه درون‌نظام و برون‌نظام صورت می‌پذیرد. بنابراین فرایند داده‌بنیاد نسبت به مسأله مورد بررسی، به ازای هر یک از عرصه‌ها و گروه‌های مورد بررسی در فضای مجازی تکرار گردیده و در نهایت یافته‌های فرایندهای مختلف با یکدیگر مقایسه و ارتباط بین آنها مشخص گردیده و مورد تحلیل قرار می‌گیرند. شکل شماره ۲ نشان‌دهنده این الگو می‌باشد:

مدل تحلیل محتوا

شکل ۲: الگوی تحلیل اطلاعات فضای مجازی

مراحل اجرای تحقیق

مرحله اول: تعیین موضوع

اولین گام در این روش، تعیین «موضوع» یا «مسأله» مورد نظر است. در مرحله بعد، می‌بایست موضوع مورد بررسی به خوبی تبیین گردیده و ابعاد مورد نظر آن مشخص گردد. سپس جهت یافتن داده‌های مورد نظر در منابع، کلیدواژه‌های مربوط به موضوع تعیین گردیده با انجام مطالعات زمینه‌ای، توسعه کلیدواژه‌ها انجام می‌گردد. از طریق پرسشنامه نیز، واژه‌های مترادف و معادل کلیدواژه‌ها نیز یافت گردیده و در پایان میزان اولویت و دقت واژه‌ها مورد ارزیابی قرار گرفته و کلیدواژه‌های نهایی استخراج می‌گردند. جهت یافتن معادل‌ها و ارزیابی و اولویت‌بندی کلیدواژه‌ها، روش دلفی پیشنهاد می‌گردد و استفاده از متخصصین در موضوع مورد بررسی، به دقت تحقیق و روایی و پایایی نتایج تحقیق کمک بسزایی می‌نماید.

مرحله دوم: جمعآوری دادهها

ﺩﺭ ﺍﻏﻠﺐ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ، ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭ ﺣﺘﻲ ﻧﺘـﺎﻳﺞ، تعریف شده و ﻃﺮﺡ ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ ﻣﺘﻀﻤﻦ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺩﺍﺩﻩﺑﻨﻴﺎﺩ، ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ﺑﺮﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎ ﻓﺮﺍﻳﻨـﺪ ﺣـﺲ ﻋﺎﻡ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻲﺗـﻮﺍﻥ ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮﺍﻥ نمونه‌برداری تئوریک(جهت‌دار) نام برد. در نظریه داده‌بنیاد، تحقیق با یک تئوری و سپس اثبات آن آغاز نمی‌شود، بلکه روند تحقیق، با یک حوزه مطالعاتی شروع گردیده و به تدریج موارد مرتبط پدیدار می‌گردد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﺻﻮﻝ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺩﺍﺩﻩﺑﻨﻴـﺎﺩ، ﺑـﻪ ﻣﺤـﺾ ﺭﻭﺷﻦﺷﺪﻥ ﺣـﻮﺯﻩ ﺗﺤﻘﻴـﻖ ﻭ ﻛﻠﻴـﺎﺗﻲ ﺍﺯمسأله و موضوع مورد بررسی، ﻋﻤﻼ ﻛﺎﺭ ﺗﺤﻘﻴﻖ و تحلیل ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻣـﺬﻛﻮﺭ ﺁﻏـﺎﺯ می‌گردد. در این روش با گردآوری نظام مند داده‌ها سعی می‌شود همه جوانب بالقوه مرتبط با موضوع شناسایی گردد.

جمع‌آوری داده‌ها، روندی کاملا انعطاف‌پذیر است و تمامی اطلاعات متنی اعم از مقالات، گزارشات، اخبار، یادداشت، مصاحبه، پُست و کامنت(نظرات) و همچنین اطلاعات موجود در فیلم‌، صوت و تصاویر از جمله منابع مطلوب برای جمع‌آوری داده‌ها هستند. ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺩﺍﺩﻩﺑﻨﻴﺎﺩ،ﻛﺎﺭ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﻱ ﺩﺍﺩﻩ، ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ ﻛﻪ ﭘﮋﻭﻫﺶﮔﺮ ﺍﻃﻤﻴﻨـﺎﻥ ﺣﺎﺻـﻞ ﻛﻨـﺪ ﻛﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﻱ ﭼﻴﺰ ﺗﺎﺯﻩﺍﻱ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻭ ﻧﻤـﻲ ﺍﻓﺰﺍﻳـﺪ. ﺑﻨـﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﭘـﮋﻭﻫﺶﮔـﺮ ﻧـﺎﮔﺰﻳﺮ ﺍﺳـﺖ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﻱ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﺳﻴﺪﻥ به «نقطه اشباع» ادامه دهد. یکی از نشانه‌های نقطه اشباع، روبرو شدن با داده‌های تکراری است.

مرحله سوم: کدگذاری باز

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ، ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺭﻭﺵ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻳـﻪ ﺩﺍﺩﻩﺑﻨﻴـﺎﺩ، ﺑـﻪ ﻫـﺮ ﻳـﻚ ﺍﺯ ﺍﺟـﺰﺍء، ﻋﻨـﻮﺍﻥ و برچسبی داده می‌شود. این عنوان، که اصطلاحاً به آن «کد» گفته می‌شود، باید گویای محتوای داده باشد، به‌طوری‌که محقق و خواننده، با مشاهده این عنوان و تیتر، تا حدود زیادی به مفهوم جملات پی ببرند.

مرحله چهارم: کدگذاری محوری

وظیفه محقق در این مرحله، «دسته بندی و مقایسه» عناوین استخراج شده از داده‌هاست. ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺻﺮﻑ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺳﺖ، ﭼﺮﺍ ﻛـﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﺘـﺪﺍ ﺍﺭﺗﺒـﺎﻁ ﺑـﻴﻦ ﺁﻥﻫـﺎ، ﭼﻨـﺪﺍﻥ آشکار نیست، در این مرحله با انبوهی از داده‌های خام مواجه می‌شویم که چندان به هم ربطی ندارند اما به زودی پیوندهای نامرئی هویدا خواهد شد و زیبایی روش نظریه داده‌بنیاد در این مرحله نهفته است.

ﺑﺎ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﻱ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺑﻴﺸـﺘﺮﻱ ﺭﺍ ﻣﻴـﺎﻥ ﺁﻥﻫـﺎ ﻛﺸـﻒ ﻛـﺮﺩ ﻛـﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪﻱ ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ ﻣﺸـﺎﺑﻪ ﺩﺭ ﻗﺎﻟـﺐ ﻃﺒﻘـﻪﺑﻨـﺪﻱ ﻫـﺎﻱ ﻳﻜﺴـﺎﻥ ﺭﺍ، ﻓـﺮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫـﺪ ﺳـﺎﺧﺖ. پدیدآورندگان نظریه داده‌بنیاد، نام این فرایند مقایسه مستمر مفاهیم با یکدیگر را «روش مقایسه پایدار» یا «روش تطبیق مداوم» نامیده‌اند. ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ، ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﺑﻌـﺎﺩ ﻣﺸـﺘﺮﻙ ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ ﻛـﻪ ﻫﻤـﺎﻥ ﻛﺪﮔـﺬﺍﺭی ﻣﺤﻮﺭﻱ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﻜﺎﻥﭘﺬﻳﺮ می‌گردد و حاصل این مرحله از فرایند، شکل‌گیری «مؤلفه‌ها» است.

مرحله پنجم: کدگذاری انتخابی

ﺑﻪ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺍﺳﺘﺮﺍﻭﺱ، ﻛﺪﮔﺬﺍﺭﻱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻲ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﻴﺴﺘﻤﺎﺗﻴﻚ انتخاب مؤلفه‌های اصلی و ارتباط دادن آن‌ها با سایر مؤلفه‌ها، اعتبار بخشیدن به روابط و پر کردن جاهای خالی با مقولاتی که نیاز به اصلاح و گسترش بیشتر دارند. ﺩﺭ این ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﺯ ﻛﺪﮔﺬﺍﺭﻱ، ﭘﮋﻭﻫﺶﮔـﺮ با توجه به مراحل قبلی، به ﺍﺳﺘﺤﻜﺎﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻭ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎ ﻣﻲﭘﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺩﺳـﺘﻪ ﺑﻨـﺪﻱ ﻛﻠﻲﺗﺮ، ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ محدودتری دسته‌بندی می‌شوند.

مرحله ششم: مدل سازی

ﺩﺭ ﻣﻨﺎﺑﻌﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺭﻭﺵ ﺷﻨﺎﺳﻲﮔﺮﺍﻧﺪﺩ ﺗﺌـﻮﺭﻱ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘـﻪﺍﻧـﺪ، ﺍﻳـﻦ ﻣﺮﺣﻠـﻪ ﺭﺍ ﺩﺳﺖﺁﻭﺭﺩ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻛﺪﮔﺬﺍﺭﻱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻲ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺵﺑﻴﻨﺎﻧﻪ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺩﺍﺷـﺘﻪﺍﻧـﺪ ﻛـﻪ: ﺗﺠﺰﻳـﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﺎﻳﺎﻧﻲ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺻﻮﺭﺕﻣﻲﮔﻴـﺮﺩ. ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﻣﺆﻟﻔـﻪﻫـﺎﻱ ﭘﺪﻳـﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎ، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖﻫﺎ، ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻏﻨﻲﺗﺮﻱ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻭ ﻣﺆﻟﻔـﻪ‌ها فراهم می‌گردد. ﺩﺭ ﺭﻣﺰﮔﺬﺍﺭﻱ ﮔﺰﻳﻨﺸﻲ، ﺑﻪ ﭘﺎﻻﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ ﻗﺒﻠﻲ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻃـﻲ ﺍﻳـﻦ ﻓﺮﺍﻳﻨـﺪ در نهایت، چارچوبی نظری پدیدار می‌شود. ماهیت این مرحله متفاوت از مرحله قبل بوده و رسیدن به مدل در آن، نیازمند تفکر، ابتکار، خلاقیت و خبرگی است.

مرحله هفتم: مقایسه و کشف روابط

پس از استخراج مدل مفهومی هر یک از عرصه‌های مورد بررسی، ابعاد و مؤلفه‌های جریان مورد مطالعه مشخص گردیده و آماده تطبیق و مقایسه با یکدیگر می‌شوند. استفاده از کدهای استاندارد، علمی و یکسان در مراحل قبل، عمل مقایسه و کشف روابط را در این مرحله آسان‌تر می‌سازد. در این مرحله می‌توان به مقایسه یک جریان یا مسأله در عرصه‌ها یا گروه‌های مختلف پرداخت. به عنوان مثال می‌توان جریان فمینیسم را در رسانه‌های غربی و رسانه‌های داخلی مورد مطالعه قرار داده و پس از استخراج چارچوب نظری و مدل مفهومی هر یک، ابعاد و مولفه‌های آنها را مقایسه نموده و شباهت‌ها و تفاوت‌های آنها را تحلیل نمود. این مقایسه و تحلیل به دلیل بهره‌گیری از روش تحلیل کیفی نظام‌مند و به‌روز علمی، از روایی و پایایی مناسبی برخوردار خواهد بود.

در کشف روابط جریان‌ها و عرصه‌های مختلف در فضای مجازی نیز می توان روش‌های متعددی را به‌کار گرفت. به طور مثال با بررسی یکی از جریان‌های روز در شبکه‌های اجتماعی و همچنین بررسی همان مسأله در رسانه‌های بیگانه، ضمن کشف سرمنشأ جریان در هر یک از دو عرصه(از طریق خصوصیات کدها و تاریخ آنها)، می‌توان نحوه خط‌دهی میان این دو عرصه را بررسی نمود. در واقع با تحلیل روابط می توان همگرایی افراد و رسانه‌های داخلی با رسانه‌های بیگانه را تحلیل نموده و میزان اشتراک و نحوه تأثیر و تأثّر نظرات و جریانات مرتبط با آنها را مورد بررسی قرار داد.


* منابع در اصل مقاله موجود می باشد.

فرم ارسال دیدگاه